مقدمه
تا به حال برایتان پیش آمده که کالایی بخرید، خراب شود، و بعد ببینید در قرارداد یا فاکتور هیچ حرفی دربارهٔ تعمیر یا ضمانت زده نشده؟ در چنین موقعیتی، واقعاً حق با کیست؟ پاسخ این سوال در «قواعد پنهان» یا نانوشتهای است که بر تمام روابط ما حاکم است و این مقاله قصد دارد شگفتانگیزترینِ این قواعد را فاش کند. هیچ رابطهای، تجاری یا شخصی، در خلأ شکل نمیگیرد و همیشه قوانینی نادیده وجود دارد که از حقوق ما محافظت میکند.
۱. حتی قبل از امضا، قانون ناظر شماست
تصور عمومی این است که مسئولیتهای قراردادی از لحظهٔ امضا شروع میشوند، اما این تصور دقیق نیست. از لحظهٔ شروع اولین گفتگوها بین دو طرف (مثلاً خریدار و فروشنده)، یک چارچوب حقوقی و عرفی بر رفتار آنها حاکم میشود. در علم حقوق به این مرحله «مذاکرات مقدماتی» یا «پیشقرارداد» میگویند. مفاهیمی مانند «حسننیت» و «صداقت» در همین مرحله هم الزامی هستند. این نکته از نظر حقوقی بسیار مهم است، چون مانع رفتارهای فریبکارانه در طول مذاکرات میشود و یک بستر حداقلی از اعتماد و مسئولیتپذیری را حتی پیش از آنکه قلمی روی کاغذ برود، ایجاد میکند. این قاعده نشان میدهد که مسئولیتهای ما نسبت به دیگران، صرفاً از یک کاغذ امضاشده شروع نمیشود، بلکه ریشه در خودِ تعامل انسانی دارد.
۲. قرارداد ساکت است؟ قانون و عرف جای آن حرف میزنند
اگر در قراردادی به موضوعی مهم (مانند تعمیرات، نحوه تحویل کالا، یا خدمات پس از فروش) اشاره نشده باشد، به این معنا نیست که هیچ قانونی برای آن وجود ندارد. در واقع، سکوت قرارداد یک خلأ نیست که به نفع یکی از طرفین تمام شود.
سکوت قرارداد به معنی نبود قانون نیست؛ بلکه به این معناست که قانون و عرف، جای آن را پر میکنند.
نتیجهٔ عملی این قانون برای شما این است که از حقوقتان، بهخصوص اگر طرف ضعیفتر معامله باشید، محافظت میکند. این قاعده مانع از آن میشود که طرف دیگر با سوءاستفاده از سکوت قرارداد، از زیر بار مسئولیتهای قانونی یا عرفی خود شانه خالی کند؛ زیرا معمولاً طرف قویتر (مانند یک شرکت بزرگ) است که قرارداد را تنظیم میکند و میتواند با حذف عمدی برخی موارد، مسئولیتهای خود را کاهش دهد. قانون با پر کردن این سکوت، توازن را برقرار میکند.
۳. قدرت شگفتانگیز «عرف»: چیزی که همه میدانند اما جایی نوشته نشده
«عرف» یا توافقهای نانوشته در یک بازار یا حرفهٔ خاص، چنان قدرتمند هستند که گاهی حتی از متن صریح قرارداد هم مهمتر تلقی میشوند. این قواعد نانوشته، انتظاراتی هستند که اهالی یک صنف از یکدیگر دارند. گاهی یک طرف معامله با تکیه بر همین عرف، تلاش میکند مسئولیتی را از خود سلب کند، مانند این مثال طعنهآمیز:
مگر تو آدم خرفت و بیتجربهای هستی که ندانی کارخانهٔ ما کاری به تعمیرات ندارد؟!
این جمله، با وجود لحن غیررسمیاش، به خوبی نشان میدهد که چطور یک طرف معامله با تکیه بر «عرف رایج» سعی میکند مسئولیتی را که در قرارداد نیامده، از خود سلب کند. به همین دلیل، آگاهی از این قواعد نانوشته برای جلوگیری از تضییع حق، یک ضرورت است. خطر اینجاست که «عرف» نانوشته است و میتواند ابزاری برای طرف آگاهتر باشد تا طرف ناآگاه را استثمار کند. به همین دلیل، پرسیدن و شفافسازی این قواعد نانوشته پیش از توافق، ضروری است.
۴. هر معامله، مجموعهای از قوانین نادیده است
حتی خریدن یک فنجان قهوه یک قرارداد است. شما پول میدهید و انتظار قهوهای سالم و داغ را دارید. اگر قهوه مسموم باشد، شما حق شکایت دارید، نه به خاطر نوشتهای روی فنجان، بلکه به خاطر قوانین نانوشتهٔ ایمنی و سلامت کالا که از خرید شما پشتیبانی میکند. در حقیقت، پشت هر عمل ساده، ساختاری حقوقی و مجموعهای از قواعد الزامآور نهفته است. درک این موضوع دیدگاه ما را به تعاملات روزمره تغییر میدهد و به ما یادآوری میکند که حقوق و تکالیف ما همیشه فراتر از چیزی است که به چشم میآید.
نتیجهگیری: قرارداد واقعی چیست؟
همانطور که دیدیم، هیچ رابطهای در خلأ نیست و همیشه مجموعهای از قواعد نوشته و نانوشته بر آن حاکم است. از اولین لحظهٔ مذاکره تا پس از انجام معامله، قانون، عرف، و انتظارات متقابل در کارند تا تعادل را برقرار کنند.
قرارداد فقط آنچه مینویسید نیست؛ مجموعهای از قواعد نانوشته و انتظارات عرفی است که باید پیش از معامله به آنها آگاه باشید.
دفعهٔ بعد که وارد یک معامله، حتی کوچک، شدید، از خود بپرسید: قواعد نانوشتهٔ اینجا چیست؟
دیدگاه شما