مقدمه
در سالهای اخیر، داستانهای مربوط به هوش مصنوعی در دنیای حقوق، توجه و حتی ترس عمومی را برانگیخته است. حتماً شما هم در مورد وکلایی شنیدهاید که از ChatGPT استفاده کرده و به پروندههای جعلی استناد کردهاند. این داستانها تیترهای خبری را به خود اختصاص میدهند، اما تأثیرات واقعی و تحولآفرین هوش مصنوعی بر حرفه وکالت، بسیار ظریفتر و عمیقتر است.
در حالی که این حوادث جنجالی هستند، واقعیتهای مهمتری در حال شکلگیری است. این مقاله با استناد به بینشهای یک کارگروه سیاستگذاری حقوقی، پنج حقیقت غیرمنتظره و تأثیرگذار را در مورد چگونگی تغییر شکل حرفه وکالت توسط هوش مصنوعی آشکار میکند.
۱. «توهمات» هوش مصنوعی یک ویژگی است، نه یک باگ—و تقصیر شماست
عبارت «توهم» (Hallucination) برای توصیف اشتباهات هوش مصنوعی، یک نامگذاری اشتباه است. باید بدانید که هدف اصلی هوش مصنوعی مولد، «ساختن» پاسخهای متنی مناسب است، نه «جستجوی» اطلاعات مانند یک موتور جستجو. این سوءتفاهم در مورد عملکرد ابزار است که منجر به خطاهایی مانند استناد به پروندههای حقوقی ساختگی میشود.
این ابزارها برای پیشبینی و تولید متن بر اساس دادههای آموزشی گسترده طراحی شدهاند، نه برای تأیید صحت واقعیتها. بنابراین، وقتی یک وکیل از هوش مصنوعی میخواهد که یک لایحه حقوقی بنویسد و ابزار، پروندههایی را از خود ابداع میکند، هوش مصنوعی دقیقاً کاری را انجام میدهد که برای آن طراحی شده است: تولید متنی که از نظر ساختاری و سبکی درست به نظر میرسد.
«بنابراین، در حالی که “توهم” به معنای رفتار ناقص هوش مصنوعی است، این اصطلاح به طور ناعادلانه تقصیر را از کاربر به هوش مصنوعی منتقل میکند.»
در نهایت، مسئولیت تأیید صحت و دقت تمام محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی، کاملاً بر عهده کاربر انسانی است.
۲. تلاش برای ممنوع کردن هوش مصنوعی در یک شرکت حقوقی، راهی به سوی شکست است
با وجود ریسکهای موجود، اعمال ممنوعیت مطلق برای استفاده از هوش مصنوعی در یک شرکت حقوقی «احتمالاً غیرعملی» است. این یک استراتژی شکستخورده است که پیامدهای منفی متعددی به همراه دارد.
اولاً، چنین ممنوعیتی احتمالاً وکلا را به استفاده «زیرزمینی» از هوش مصنوعی سوق میدهد که این امر نظارت و کنترل را غیرممکن میکند. ثانیاً، این کار ممکن است استفاده از ابزارهای کمخطر و مفید برای افزایش بهرهوری را سرکوب کند. و در نهایت، شرکتی که هوش مصنوعی را به طور کامل ممنوع میکند، در بازار حقوقی امروز کمتر رقابتی و جذاب به نظر میرسد.
در دنیایی که کارایی یک مزیت کلیدی است و رقبا به سرعت در حال پذیرش فناوریهای جدید هستند، شرکتهایی موفق خواهند بود که بتوانند یک «سیاست و استراتژی هوش مصنوعی دقیق و ظریف» تدوین کنند.
۳.میدان مین واقعی، محرمانگی اطلاعات مشتری است
در حالی که دقت اطلاعات تولید شده توسط هوش مصنوعی یک نگرانی بزرگ است، یک مانع اخلاقی حتی بزرگتر وجود دارد: حفظ محرمانگی اطلاعات مشتری.
بر اساس راهنماییهای انجمن وکلای آمریکا (ABA)، وارد کردن هرگونه اطلاعات مشتری در یک سیستم هوش مصنوعی مولد، به منزله «افشای اطلاعات مشتری» تلقی میشود. این افشا نیازمند «رضایت آگاهانه و صریح» مشتری است، زیرا بعید است که تحت استثنای «مجوز ضمنی برای انجام وکالت» قرار گیرد.
ابزارهای عمومی مانند ChatGPT ریسکهای قابل توجهی دارند. حتی با وجود گزینههای حفظ حریم خصوصی، همچنان خطر نقض دادهها یا سوءاستفاده از اطلاعات وجود دارد. وکلا موظفند «تلاشهای معقولی» برای جلوگیری از افشای غیرمجاز اطلاعات مشتریان خود به کار گیرند و این شامل درک کامل نحوه عملکرد و سیاستهای امنیتی ابزارهای هوش مصنوعی است که استفاده میکنند.
۴. بزرگترین تهدید هوش مصنوعی برای وکلای تازهکار است
ترس رایج از جایگزینی مشاغل توسط هوش مصنوعی، تصویری ناقص ارائه میدهد. واقعیت ظریفتر است. در حالی که هوش مصنوعی بعید است بتواند جایگزین قضاوت پیچیده و تجربه وکلای ارشد شود، در خودکارسازی وظایف روتین و تکراری فوقالعاده عمل میکند.
این وظایف—مانند تحقیقات حقوقی اولیه، تهیه پیشنویس اسناد ساده و تحلیل حجم زیادی از مدارک—معمولاً به وکلای تازهکار و جوان محول میشوند. با خودکار شدن این وظایف، نگرانی اصلی این است که «وکلای کمتجربهتر فرصتهای کمتری برای کسب تجربه ارزشمند خواهند داشت.» این امر میتواند به مرور زمان یک شکاف تجربهای جدی در حرفه وکالت ایجاد کند.
۵. وقتی هوش مصنوعی اشتباه میکند، وکیل مسئول است
از دیدگاه مسئولیت حرفهای، هوش مصنوعی تنها یک ابزار است و این وکیل است که در نهایت مسئول خروجی آن است. وکلا به قوانین رفتار حرفهای متعهد هستند که آنها را ملزم به داشتن شایستگی در «مزایا و خطرات مرتبط با فناوری مربوطه» میکند.
تکیه بر هوش مصنوعی، وکیل را از وظایف اساسی خود برای بازبینی، تحقیق و تأیید کارش مبرا نمیکند. همانطور که قاضی دادگاه منطقهای ایالات متحده، پی. کوین کستل، به درستی بیان کرده است:
«پیشرفتهای فناوری امری عادی است و هیچ چیز ذاتاً نادرستی در استفاده از یک ابزار هوش مصنوعی قابل اعتماد برای کمک وجود ندارد. اما قوانین موجود، نقشی نظارتی بر عهده وکلا قرار میدهند تا از صحت پروندههای خود اطمینان حاصل کنند.»
این بدان معناست که اگر یک ابزار هوش مصنوعی اطلاعات نادرستی ارائه دهد، این وکیل است که در قبال آن مسئول شناخته میشود، نه توسعهدهنده نرمافزار.
نتیجهگیری: ظهور نوع جدیدی از وکلا
هوش مصنوعی دشمن حرفه وکالت نیست؛ بلکه ابزاری قدرتمند است که اساساً معنای وکیل بودن را تغییر میدهد. آینده متعلق به متخصصان حقوقی است که نه تنها از هوش مصنوعی استفاده میکنند، بلکه قابلیتها، محدودیتها و خطرات آن را عمیقاً درک میکنند.
همانطور که هوش مصنوعی بیشتر در دنیای حقوق ادغام میشود، این سؤال مطرح میشود: آیا ارزشمندترین مهارت حقوقی از «دانستن قانون» به «دانستن نحوه پرسشگری مؤثر از ماشین» تغییر خواهد کرد؟
دیدگاه شما