قرارداد یا تله؟ سه عبارت سمی که شما را به دادگاه می‌کشاند!

قرارداد یا تله؟ سه عبارت سمی که شما را به دادگاه می‌کشاند!

۲۷ دی, ۱۴۰۴
۹ تیر, ۱۴۰۴
بدون دیدگاه
76
admin

بسیاری از ما قراردادها را با خوش‌بینی و اعتماد امضا می‌کنیم، غافل از اینکه چند کلمه ساده در متن آن می‌تواند ما را برای سال‌ها در راهروهای دادگاه سرگردان کند. یک قرارداد خوب، سپر محافظ کسب‌وکار شماست، اما یک قرارداد مبهم، میدانی مین‌گذاری‌شده است که هر لحظه امکان انفجار دارد. آیا می‌دانید سمی‌ترین عبارات در قراردادها کدامند؟ در این مقاله، به بررسی چند مورد از خطرناک‌ترین تله‌های حقوقی پنهان در قراردادها می‌پردازیم که هر کارآفرین و مدیری باید آن‌ها را بشناسد.

تله اول: عبارت فریبنده «داور مرضی‌الطرفین»

«داور مرضی‌الطرفین» عبارتی است که در نگاه اول بسیار منطقی و منصفانه به نظر می‌رسد. یعنی در صورت بروز اختلاف، طرفین با رضایت یکدیگر یک داور را برای حل مشکل انتخاب می‌کنند. مشکل از جایی شروع می‌شود که این عبارت در زمان صلح و دوستی (هنگام امضای قرارداد) نوشته می‌شود، اما در زمان اختلاف و درگیری به کار گرفته می‌شود. سوال کلیدی این است: «وقتی طرفین در مرحله انعقاد نمی‌توانند روی یک داور مشخص توافق کنند، آیا در مرحله اختلاف می‌توانند؟!»

پاسخ تقریباً همیشه منفی است. وقتی طرفین به اختلاف می‌خورند، دیگر «مرضی» یا راضی به انتخاب یک شخص واحد نخواهند بود و این عبارت ساده، شما را در یک بن‌بست حقوقی گرفتار می‌کند:

۱. سرگردانی بین دادگاه و داوری: این بند شما را در یک تله‌ی بزرگ گرفتار می‌کند. اگر بخواهید مستقیماً به دادگاه مراجعه کنید، دادگاه به استناد وجود شرط داوری، دعوای شما را با صدور قرار عدم استماع رد می‌کند. از طرف دیگر، وقتی برای انتخاب داور به طرف مقابل اظهارنامه رسمی ارسال می‌کنید و او مخالفت می‌کند، باز هم مسیر شما هموار نیست. شما در عمل گیر افتاده‌اید: دادگاه دعوا را نمی‌پذیرد چون شرط داوری دارید، و داوری هم شکل نمی‌گیرد چون طرف مقابل رضایت نمی‌دهد.

۲. خطر ابطال رأی پس از سال‌ها: ابهام این عبارت، اختلاف‌نظرهای عمیقی بین محاکم ایجاد کرده است. برخی قضات معتقدند «مرضی‌الطرفین» صرفاً یک وصف اضافی است، زیرا داوری ذاتاً توافقی است. اما برخی دیگر آن را یک شرط اساسی می‌دانند؛ یعنی اگر طرفین رضایت ندهند، کل شرط داوری باطل است. این اختلاف‌نظر می‌تواند فاجعه‌بار باشد. در یک پرونده واقعی، دادگاه تجدیدنظر پس از سه سال رأی داور را باطل کرد. استدلال این بود که چون در قرارداد عبارت «مرضی‌الطرفین» ذکر شده و طرفین در نهایت به انتخاب داور رضایت نداده‌اند، کل مبنای داوری زیر سوال است و پرونده باید از ابتدا در دادگاه بررسی می‌شد.

راه‌حل صحیح: به جای این عبارت مبهم، یا نام یک داور مشخص را در قرارداد ذکر کنید (مثلاً: وکیل فرهاد بیات) یا یک سازوکار دقیق برای انتخاب داور تعریف کنید (مثلاً: «اختلاف توسط داوری که از سوی موسسه حقوقی دادبانان تعیین می‌شود، حل‌وفصل خواهد شد و رای داور قطعی و لازم‌الاجراست.»).

تله دوم: کلمات کیفی و غیرقابل اندازه‌گیری

استفاده از واژگان کیفی که قابل سنجش و اندازه‌گیری دقیق نیستند، راه را برای سوءاستفاده باز می‌کند. این کلمات به طرف مقابل اجازه می‌دهند تعهدات خود را آن‌طور که می‌خواهد تفسیر کند. ابهام همیشه به نفع کسی است که قصد کلاهبرداری یا شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت را دارد.

به این مثال‌ها توجه کنید: فوری، در اسرع وقت، در اولین فرصت ممکن، با کیفیت عالی، درجه یک

معنای این عبارات ابهام دارد و برای هرکسی متفاوت است به عنوان مثال معنای «اسرع وقت» برای شما ممکن است ۲۴ ساعت باشد، اما برای طرف مقابل می‌تواند دو هفته باشد. این ابهام باعث می‌شود روند پرونده آن‌قدر طولانی شود تا طرف زیان‌دیده خسته و ناامید شده و از حق خود بگذرد.

توصیه عملی: «وقتی قرارداد را می‌نویسی، بده یک نفر دیگر هم بخواند. ببین آیا آن معنا و منظوری که شما از یک واژه داری، دیگری هم همان را برداشت می‌کند یا نه؟»

تله سوم: ابهام در بند حل اختلاف

به این بند که در یک قرارداد واقعی نوشته شده است، دقت کنید:

«در صورت بروز اختلاف بین طرفین قرارداد، موضوع اختلاف از سوی مرضی‌الطرفین و در صورت عدم حصول نتیجه از طریق مراجع قانونی ذیصلاح پیگیری می‌گردد.»

ابهام اصلی در عبارت «در صورت عدم حصول نتیجه» نهفته است. این عبارت سوالات بی‌شماری ایجاد می‌کند و بین محاکم تفسیرهای متفاوتی دارد. آیا منظور این است که داوری صرفاً یک تلاش اختیاری برای صلح و سازش است؟ یا اشاره به فرآیند اجرای رای داور دارد و اگر محکوم رأی را اجرا نکرد، باید به دادگاه رفت؟ این سردرگمی دو خطر بزرگ ایجاد می‌کند:

۱. ضربه خوردن از «جهل قاضی»: وقتی یک بند مبهم است، سرنوشت پرونده شما به تفسیر قاضی بستگی پیدا می‌کند و اگر او به موضوع مسلط نباشد، ممکن است رأیی کاملاً اشتباه صادر کند.

۲. باز شدن راه برای «فساد»: ابهام، فضا را برای اعمال نفوذ و رشوه دادن باز می‌کند تا تفسیر به نفع یک طرف تمام شود.

اصل مهم: «اگر نمی‌خواهید قاضی برایتان تصمیم بگیرد، خودتان در قرارداد تعیین تکلیف کنید».

نتیجه‌گیری: یک پایان‌بندی قدرتمند و به‌یادماندنی

در نهایت، هدف از یک قرارداد خوب، خنثی کردن مین‌ها قبل از ورود به میدان است. قرارداد شما نباید یک متن ادبی با تفاسیر گوناگون باشد؛ بلکه باید یک دستورالعمل فنی، دقیق و شفاف باشد. شفافیت و دقت در قراردادنویسی، تنها راه جلوگیری از گرفتار شدن در پیچ‌وخم‌های فرسایشگر سیستم قضایی است. هر کلمه‌ای که می‌نویسید، می‌تواند یا سپر شما باشد یا شمشیری علیه خودتان.

در پایان، این نقل‌قول تکان‌دهنده از کتاب «بافته‌های رنج» نوشته علی‌محمد افغانی، که از زبان پدر یک قاضی بیان می‌شود، می‌تواند تلنگری برای همه ما باشد:

یادت باشه این مملکت رو قانون اداره نمی‌کنه! لذا نباید بذاری کار به جایی بکشه که بخوای از قانون کمک بخوای، پدرم قاضی بود!

وبلاگ های اخیر

آرشیو وبلاگ

دیدگاه شما

تمامی حقوق این وبسایت متعلق به فرشته گوهری میباشد.