مقدمه: هراسی آشنا در دنیایی جدید
هوش مصنوعی در حال نفوذ به تمام جنبههای زندگی حرفهای ماست. این فناوری در حوزههای سنتی مانند حقوق، همزمان باعث ایجاد هیجان و اضطراب میشود. برای بسیاری از وکلا، هوش مصنوعی مفهومی مبهم و حتی تهدیدآمیز به نظر میرسد که آینده شغلی آنها را در هالهای از ابهام فرو برده است.
در این میان، کتاب «هوش مصنوعی برای وکلا» (AI for Lawyers) نوشتهی «نوا وایزبرگ» و «الکساندر هودا» به عنوان منبعی روشنگر، این ابهام را از بین میبرد. این کتاب با رویکردی عملگرایانه و به دور از اغراقهای علمی-تخیلی، دیدگاههای غیرمنتظرهای را در مورد این تحول بزرگ ارائه میدهد.
این مقاله قصد دارد شگفتانگیزترین و تأثیرگذارترین نکات این کتاب را در قالب یک لیست قابل هضم ارائه دهد تا دیدگاه شما را نسبت به آینده وکالت برای همیشه تغییر دهد.
۱. وکلا با فناوری مخالف نیستند؛ آنها عملگرا هستند
یکی از بزرگترین کلیشهها در مورد حرفه وکالت این است: «وکلا از پذیرش فناوری جدید بیزارند». کتاب این تصور اشتباه را به چالش میکشد و نشان میدهد که وکلا ذاتاً با فناوری مخالف نیستند، بلکه بسیار عملگرا هستند.
نویسندگان با استفاده از داستان «لوری وایزبرگ» در سال ۱۹۵۹، نشان میدهند که حرفه وکالت چگونه به طور پیوسته فناوریهای جدید را در طول تاریخ پذیرفته است. در آن زمان، لوری جوان برای تهیه سه کپی از یک سند، مجبور بود با برگههای کاغذ کاربن به تایپیست التماس کند و سپس با عجله به سمت ساختمان شهرداری بدود، جایی که تنها دستگاه کپی شهر قرار داشت. او نگران بود که ساختمان رأس ساعت ۴:۰۰ بعدازظهر تعطیل شود و «گری»، تنها فردی که کلید اتاق کپی را داشت، محل را ترک کرده باشد.
این تصویر قدیمی، سیر تکاملی شگفتانگیز این حرفه را برجسته میکند:
اوایل دهه ۱۹۷۰: سرویسهای جستجوی الکترونیکی مانند Lexis معرفی شدند و وکلا به جای جستجوی طاقتفرسا در کتابها، به پایگاههای داده دیجیتال روی آوردند.
اوایل دهه ۱۹۸۰: دستگاههای فکس به ابزاری فراگیر تبدیل شدند و سرعت تبادل اسناد را به شکل چشمگیری افزایش دادند.
دهههای بعد: نرمافزارهای واژهپرداز جایگزین ماشینهای تحریر شدند و پس از آن، ایمیل به ابزار ارتباطی اصلی تبدیل شد، هرچند در ابتدا با شک و تردیدهایی همراه بود.
این سیر تکاملی نشان میدهد وکلا زمانی که یک فناوری کارایی آنها را افزایش داده و به نفع موکلانشان باشد، آن را با آغوش باز میپذیرند. از این منظر، هوش مصنوعی یک پدیده کاملاً بیگانه نیست. اما برای پذیرش آن، ابتدا باید آن را از هالهی علمی-تخیلی خارج کرد و آن را همان چیزی دید که هست: ابزار عملگرایانهی بعدی، درست مانند دستگاه فکس.
۲. هوش مصنوعی یک داستان علمی-تخیلی نیست؛ بلکه ابزاری به پیشپاافتادگی دستگاه فکس است
بزرگترین منبع ترس از هوش مصنوعی، تصورات برگرفته از فیلمهای سینمایی است: رباتهای هوشمندی که جای انسان را میگیرند. کتاب «هوش مصنوعی برای وکلا» این تصور را قاطعانه رد میکند و یک تعریف ساده و کاربردی ارائه میدهد:
هوش مصنوعی «هر وظیفهای است که یک کامپیوتر انجام میدهد و از آن هوش «شبه انسانی» درک میشود».
این مفهوم نشان میدهد که تعریف هوش مصنوعی چگونه میتواند با گذشت زمان تغییر کند. کارهایی که زمانی «هوشمندانه» تلقی میشدند (مانند حساب کردن یا جستجو در پایگاه داده)، امروز به قدری عادی شدهاند که دیگر آنها را هوش مصنوعی نمیدانیم. هوش مصنوعی امروزی نیز ابزاری برای انجام وظایف مشخص است، نه یک ذهن خودآگاه.
«جو پاتریس»، ویراستار ارشد مجموعه «فراتر از قانون»، در ستایش این کتاب مینویسد:
این وحشت که هوش مصنوعی جایگزین وکلا و حقوقدانان انسانی شود، به جان افراد زیادی افتاده است. و این مایۀ تاسف است زیرا هوش مصنوعی امروزه در دنیای واقعی نه تخیلی آن، با برداشتن پوشش مبهم علمی-تخیلی، تنها ترسناک نبوده بلکه برای یک اقدام حقوقی در قرن بیست و یکم ضروری نیز باشد.
۳. بزرگترین تهدید، خود هوش مصنوعی نیست؛ بلکه رقبایی هستند که از آن استفاده میکنند
بیتوجهی به هوش مصنوعی دیگر یک انتخاب شخصی نیست؛ یک ریسک تجاری بزرگ است. کتاب این موضوع را با داستان تکاندهندهی «سایمون جی»، شریک یک شرکت حقوقی بزرگ در نیویورک، به تصویر میکشد.
شرکت سایمون روابطی عمیق و چندین دههای با یکی از مشتریان بزرگ خود (از شرکتهای Fortune 500) داشت. این رابطه فراتر از کسبوکار بود؛ خانوادههای شرکا و مدیران اجرایی یکدیگر را میشناختند، به عروسیها و مناسبتهای خانوادگی هم دعوت میشدند و حتی یکی از شرکای ارشد برای نزدیکی به مدیران مشتری، یک خانه تابستانی در همان منطقه خریده بود.
با این حال، در فرایند تمدید قرارداد، شرکت ناگهان در آستانه از دست دادن این مشتری قرار گرفت. رقبای جدید پیشنهادهای قیمتی بسیار پایینی (گاهی تا ۵۰٪ کمتر) ارائه داده بودند. سایمون پس از بررسی متوجه شد که این رقبا به لطف نوآوریهایی مانند هوش مصنوعی، قادر به کار بهتر و کارآمدتر در زمان کمتر هستند. آنها میتوانستند با هزینه کمتر، خدمات باکیفیتی ارائه دهند و همچنان درآمد خوبی داشته باشند.
داستان سایمون نشان میدهد که معیار ارزش برای مشتریان از سابقهی روابط به کارایی قابل اثبات تغییر کرده است. در بازار رقابتی امروز، استفاده از فناوری دیگر یک مزیت لوکس نیست، بلکه یک ضرورت برای بقا است. شرکتهایی که خود را با ابزارهای مدرن وفق ندهند، حتی با وجود سابقه درخشان، به سادگی از رقابت حذف خواهند شد.
۴. هوش مصنوعی جایگزین وکلا نمیشود؛ بلکه کار آنها را متمرکزتر میکند
شاید بزرگترین نگرانی وکلا این باشد که هوش مصنوعی شغل آنها را از بین خواهد برد. کتاب دیدگاه متفاوتی را مطرح میکند: فناوری کار وکلا را سادهتر کرده و به آنها اجازه میدهد «تمرکز بیشتری بر نیازهای مشتریان خود داشته باشند».
نویسندگان کتاب، که خود مؤسس شرکت هوش مصنوعی حقوقی «کایرا» (Kira) هستند، اشاره میکنند که انگیزه اصلیشان مشاهده این واقعیت بود که وکلا «زمان زیادی را صرف انجام کارهایی میکردند که از آنها متنفر بودند یا در آنها مهارت چندانی نداشتند». جالب اینجاست که مسیر ساخت این ابزار نیز جادویی نبود؛ آنها تصور میکردند پروژه شش ماهه به نتیجه میرسد، اما بعد از شش ماه، نرمافزار هنوز کار نمیکرد. این تلاش طاقتفرسا نشان میدهد ابزارهای هوش مصنوعی محصول سختکوشی مهندسان هستند، نه پدیدههایی جادویی و ترسناک.
هوش مصنوعی قرار نیست جایگزین قضاوت، خلاقیت و مهارتهای استراتژیک یک وکیل شود. در عوض، وظایف تکراری و زمانبر مانند بررسی حجم عظیمی از قراردادها را بر عهده میگیرد. این کار به وکلا اجازه میدهد تا انرژی خود را بر روی وظایف استراتژیک، مشاوره سطح بالا و حل خلاقانه مسائل متمرکز کنند؛ یعنی همان کارهایی که بیشترین ارزش را برای موکل ایجاد میکند.
۵. هوش مصنوعی از قبل اینجا بوده و پذیرش آن اجتنابناپذیر است
بحث در مورد هوش مصنوعی در حقوق، یک گفتگوی آیندهنگرانه نیست؛ این یک واقعیت امروزی است. نویسندگان در مقدمه کتاب با قاطعیت این نکته را بیان میکنند:
هوش مصنوعی چه بخواهیم چه نخواهیم وارد رشتۀ حقوق شده است. هم اکنون در برخی بخشهای حقوقی به شدت از این فناوری استفاده میشود و در بخشهای دیگر هم رو به رشد است. به زودی کاربرد آن همهگیر خواهد شد.
این یک روند تدریجی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت، بلکه واقعیتی است که در حال حاضر در حال وقوع است. از تحلیل دعاوی و اکتشاف الکترونیکی گرفته تا بررسی قراردادها، ابزارهای هوش مصنوعی همین حالا توسط موسسات حقوقی پیشرو در سراسر جهان استفاده میشوند. بنابراین، وکلا و موسسات حقوقی باید فعالانه به دنبال درک و استفاده از این ابزارها باشند تا در این عرصه جدید عقب نمانند.
نتیجهگیری: پرسش دیگر «آیا» نیست، بلکه «چگونه» است
تحلیل کتاب «هوش مصنوعی برای وکلا» یک حقیقت تجاری انکارناپذیر را آشکار میکند: هوش مصنوعی یک ابزار کارآمد است، نه یک تهدید وجودی؛ یک ضرورت رقابتی است، نه یک گزینه لوکس؛ و گام منطقی بعدی در تکامل فناوری حقوقی است.
این فناوری وکلا را از کارهای طاقتفرسا آزاد میکند تا بتوانند وکیل بهتری باشند و ارزش بیشتری برای موکلان خود خلق کنند.
با توجه به این واقعیتها، سؤال دیگر این نیست که آیا هوش مصنوعی حرفه وکالت را تغییر خواهد داد، بلکه این است که شما چگونه از این تغییر به نفع خود و موکلانتان استفاده خواهید کرد؟
دیدگاه شما