مقدمه
بسیاری از ما در روابط کاری و شخصی خود با افرادی که به آنها اعتماد داریم، مانند دوستان، همکاران یا شرکای تجاری، به توافقات شفاهی بسنده میکنیم. این کار معمولاً از روی حسن نیت انجام میشود، اما یک حقیقت حقوقی مهم وجود دارد: حتی قویترین اعتمادها هم نمیتوانند شما را در برابر پیچیدگیهای غیرمنتظره و مشکلات قانونی محافظت کنند. اصرار بر نوشتن قرارداد به معنای بیاعتمادی نیست، بلکه نشانهای از دوراندیشی، شفافیت و امنیت برای هر دو طرف است. هدف این مقاله، آشکار کردن چند اصل کلیدی و غیرمنتظره در مورد «کتابت» یا مکتوب کردن قراردادها است که دانستن آنها میتواند شما را از مشکلات بزرگ و پرهزینه نجات دهد.
۱. «چون بهت اعتماد دارم قرارداد مینویسم!»
یکی از رایجترین موانع در نوشتن قرارداد، این تصور غلط است که درخواست برای مکتوب کردن توافق، نشانهای از بیاعتمادی است. ممکن است طرف مقابل شما بگوید: «یعنی به من اعتماد نداری که میخواهی کاغذ امضا کنیم؟» پاسخ هوشمندانه و غیرمنتظره به این سوال، تغییر کامل زاویه دید است. میتوانید اینطور پاسخ دهید:
اتفاقا من چون به شما اعتماد دارم باهاتون قرارداد مینویسم اگر به کسی اعتماد نداشته باشم اصلا باهاش قرارداد نمینویسم که. اصلا شاید من مردم، بعد من مدیون شما میشم و اگه ورثه من حق شما رو ندادن چیکار کنم اونوقت؟!
قدرت این پاسخ در این است که بحث را از بیاعتمادی به سمت محافظت متقابل و پیشبینی آینده هدایت میکند. این رویکرد نشان میدهد که بستن قرارداد یک اقدام کاملاً منطقی و عقلایی برای جلوگیری از مشکلات احتمالی در آینده است، نه ابزاری برای ابراز شک و تردید.
۲. قرارداد استخدام شفاهی؟ شما یک کارمند دائمی استخدام کردهاید!
اگرچه قراردادهای شفاهی از نظر قانونی معتبر هستند، اما خطرات پنهان و جدی، به خصوص برای کارفرمایان، به همراه دارند. یک مثال بارز، استخدام کارمند بدون قرارداد مکتوب است. خطر این کار از آنجایی واقعیتر میشود که کارمند به سادگی میتواند وجود این رابطه کاری را اثبات کند، حتی اگر کارفرما او را بیمه نکرده باشد. کافی است کارمند از سازمان تأمین اجتماعی تقاضای بازرسی کند تا وجود رابطه کاری تأیید شود. پس از اثبات، مشکل اصلی برای کارفرما آغاز میشود. فرض کنید شما به صورت شفاهی فردی را برای یک کار با ماهیت مستمر استخدام میکنید. اگر قراردادی مکتوب وجود نداشته باشد که مدت زمان همکاری در آن مشخص شده باشد، قانون کار یک فرض غافلگیرکننده را برای شما در نظر میگیرد.
طبق تبصره ۲ ماده ۷ قانون کار، قرارداد کار دائمی به حساب میاد.
این موضوع برای کارفرما بسیار خطرناک است، زیرا خاتمه دادن به قرارداد یک کارمند دائمی شرایط و تشریفات قانونی بسیار پیچیدهای دارد و کارفرما دیگر نمیتواند به سادگی به همکاری پایان دهد. یک توافق شفاهی ساده میتواند به یک تعهد بلندمدت و پرهزینه تبدیل شود.
۳. توافق شفاهی برای تغییر تاریخ در دفترخانه؟ یک تله بزرگ!
تصور کنید ملکی را خریداری کردهاید و در قرارداد ذکر شده که تاریخ مراجعه به دفترخانه برای تنظیم سند رسمی، اول مهرماه است. روز قبل، فروشنده با شما (خریدار) تماس میگیرد و به دلیل آماده نبودن مدارک، درخواست میکند که حضور در دفترخانه یک روز به تعویق بیفتد و به دوم مهر موکول شود و شما نیز به صورت شفاهی موافقت میکنید. این توافق شفاهی ساده میتواند دو پیامد فاجعهبار برای شما به عنوان خریدار داشته باشد:
۱. فسخ قرارداد توسط فروشنده: فروشنده، که شاید از فروش ملک پشیمان شده (مثلاً به دلیل افزایش قیمت)، در همان تاریخ اصلی یعنی اول مهر به دفترخانه مراجعه کرده، گواهی عدم حضور شما را دریافت میکند و قرارداد را به صورت قانونی فسخ میکند. ۲. ناتوانی در اثبات تخلف فروشنده: اگر شما در تاریخ جدید (دوم مهر) به دفترخانه بروید و فروشنده حاضر نشود، دفترخانه به شما گواهی عدم حضور نخواهد داد، زیرا تاریخ رسمی ثبت شده در قرارداد اول مهر بوده است.
راه حل بسیار ساده است: هرگونه تغییر، حتی کوچکترین توافق جدید، باید به صورت مکتوب مستند شود. کافی است در پشت همان قرارداد اصلی بنویسید که بنا به درخواست فروشنده و توافق طرفین، تاریخ حضور در دفترخانه از اول مهر به دوم مهر تغییر یافت و سایر شرایط قرارداد به قوت خود باقی است.
۴. پیامک و ایمیل مدرک است، اما یک مشکل بزرگ دارد
بر اساس مواد ۶ و ۱۲ قانون تجارت الکترونیک ایران، «دادهپیامها» مانند ایمیل، پیامک و پیامهای واتساپ در حکم «نوشته» هستند و میتوانند به عنوان مدرک در دادگاه استفاده شوند. این یک نکته مثبت است، اما یک مشکل اساسی و بزرگ وجود دارد: اثبات انتساب. چالش اصلی این است که چگونه ثابت کنید پیامک یا ایمیل مورد نظر واقعاً توسط طرف مقابل شما ارسال شده است؟ چطور میتوانید اثبات کنید که آن شماره تلفن یا آدرس ایمیل مشخصاً متعلق به اوست و در آن لحظه پیام را ارسال کرده است؟
راه حل اصلی: بهترین راه این است که در قرارداد مکتوب خود، یک بخش برای اطلاعات تماس رسمی طرفین در نظر بگیرید. در این بخش، شماره تلفن و آدرس ایمیل رسمی طرف مقابل را قید کنید. با این کار، هرگونه پیامی که از این کانالها ارسال شود، قابل استناد و انتساب به او خواهد بود.
راهکارهای عملی در لحظه: اگر طرف مقابل تلفنی درخواست تغییری شفاهی کرد (مانند مثال دفترخانه)، میتوانید از این ترفندها استفاده کنید:
تظاهر به قطع شدن تماس: میتوانید بگویید: «صدایتان واضح نیست، شب در دفتر املاک شما را میبینم تا ببینم چه میگویید.» این کار به شما فرصت میدهد تا توافق جدید را به صورت حضوری و مکتوب ثبت کنید.
ارسال پیامک تأییدی: بلافاصله یک پیامک به صورت سؤالی برای او ارسال کنید: «آقای فلانی، منظورتان این است که به جای شنبه، یکشنبه به دفترخانه برویم؟» پاسخ «بله» از سوی او، یک مدرک مکتوب برای شما ایجاد میکند.
حرکت دفاعی هوشمندانه: در سناریوی دفترخانه، شما همچنان میتوانید در تاریخ اصلی (اول مهر) به دفترخانه بروید و گواهی عدم حضور فروشنده را بگیرید، اما از آن استفاده نکنید. اگر او در تاریخ جدید (دوم مهر) حاضر شد و سند را منتقل کرد، مشکلی پیش نمیآید. اما اگر حاضر نشد، شما مدرک لازم برای اقدام قانونی را در دست دارید.
نکته عملی: توجه داشته باشید که برخی نهادهای اداری، مانند ادارات کار، ممکن است هنوز با قوانین مربوط به دادهپیامها آشنایی کامل نداشته باشند. به همین دلیل، توافقات مکتوب و فیزیکی همچنان ارجحیت دارند.
نتیجهگیری
اهمیت «کتابت» و مکتوب کردن توافقات، صرفاً یک تشریفات اداری نیست؛ بلکه ابزاری حیاتی برای پیشگیری از مشکلات واقعی و فاجعهبار است. همانطور که در عرف جامعه نیز جا افتاده، نداشتن قرارداد مکتوب اغلب معادل نداشتن هیچ قراردادی در نظر گرفته میشود. با مستند کردن دقیق و شفاف توافقات خود، از بروز سوءتفاهمها، اختلافات پرهزینه و تلههای حقوقی که میتواند کسبوکار و سرمایه شما را به خطر بیندازد، جلوگیری کنید.
آیا تا به حال به خاطر نداشتن یک قرارداد مکتوب دچار مشکل شدهاید؟ کدام یک از این نکات بیشتر شما را شگفتزده کرد؟
دیدگاه شما